
بازنشر هفته نامه الوند -حسن گوهرپور/روزنامهنگار
شرایط وزارت کشور برای انتخاب استاندار
غیر از مسئولیتهای معمول هر وزارتخانهای؛ شاید بتوان گفت مهمترین مسئولیت وزارت کشور بعد از موضوعات امنیتی، «انتخاب استاندار» و «برگزاری انتخابات» است؛ انتخابات مجلس، شورا، خبرگان و ریاست جمهوری.
در واقع؛ میتوان گفت بیشترین انرژی وزارت کشور در سال 96 معطوف به برگزاری انتخابات و سپس انتخاب استانداران در کشور بود. با رایزنیهای فراوان، برخی استانداران جابهجا، برخی ابقاء و برخی هم تغییر کردند و از قطار دولت در نقش استاندار پیاده شدند؛ استاندار همدان اما از گروهی بود که ابقاء شد. در مسیر این ابقاء چانهزنیهای زیادی صورت گرفت و شاخصهای متعددی در نظر گرفته شد؛ از جمله شیوۀ برگزاری انتخابات، مدیریت 4 سالۀ اول، نظر مجمع نمایندگان استان، تاثیر چهرههای سیاسی با نفوذ در دولت به نفع نیکبخت و که سرانجام اسباب این را فراهم کرد که او در همدان بماند؛ اما امروز بر حسب یک رخداد قانونی باید صندلی صدارت را ترک گفته و منصبی غیر از استاندار پیشه گیرد.
بر خلاف میل باطنیاش وزارت کشور اما دوباره وارد مرحلهای شد که سال گذشته شده بود؛ حدود 15 نفر از استانداران منتخبش، شامل قانون «منع بهکارگیری بازنشستگان در دستگاههای اداری و اجرایی » شدهاند و این یعنی انرژی وزارت کشور باید دوباره معطوف به فعالیتهایی شود که سال گذشته درگیر آن بود؛ با این تفاوت که امسال میتواند گزینههای سال گذشته را دوباره بررسی و سراغ انتخابهای دوم و سوم برود؛ البته ظاهراً وزارت کشور بر اساس اعلام نظر وزیر؛ شانس معاونان استانداران را بیشتر از گزینههای دیگر دانسته، اما این فقط یک تصویر کلی از نگاه وزارت کشور است؛ تصویری که ممکن است در این روزهای پرتنش، تغییرات بسیاری کند. روزهایی که نمایندگان میتوانند تاثیرگذاری بیشتری بر وزارت کشور داشته باشند!
چه اشخاص حقیقی و حقوقی در انتخاب استاندارها تاثیر دارند؟
استاندار را چه کسانی انتخاب میکنند؟ طبیعی است که پاسخ به این پرسش گزینهای غیر از وزارت کشور نیست؛ اما واقعیت اینجاست که شاید وزارت کشور در شرایط فعلی فقط 30 درصد یا در بهترین حالت 50 درصد تاثیرگذار در انتخابهاست.
فراموش نکنیم که رایزنیها در استانها سال گذشته به اوج رسید و محصولش شد استانداری که امروز در آن استان مشغول خدمت است؛ بنابراین وزارت کشور توان خود را سال گذشته بر انتخاب استانداران گذاشته و امروز واقعاً شاید این کار را یک وظیفۀ دستوپا گیر برای وزارتخانه میداند؛ به بیان دیگر؛ اگر موضوع قانون «منع بهکارگیری بازنشستگان در دستگاههای اداری و اجرایی» مطرح نبود؛ احتمال تغییر استانداران در کشور – دستکم در اغلب استانها – تا انتخابات سال آیندۀ مجلس یا انتخابات ریاست جمهوری وجود نداشت؛ اما امروز یک رخداد اجباری باعث شده تغییرات صورت پذیرد.
اما از میان گزینههایی که تاثیر در انتخاب استاندار دارند و البته در دورههای مختلف میزان اثرگذاریشان هم متفاوت است؛ یکی مجمع نمایندگان استان هستند؛ دوم چهرههای سیاسی فعال همسو با دولت که در استانها فعالیت حضور و نفوذ دارند؛ سوم نظر مقام عالی وزارت و بدنۀ کارشناسی وزارت کشور، و چهارم رسانهها. در این میان هر کدام در دورههای مختلف تاثیراتی بر انتخاب استاندار داشته دارند و خواهند داشت. امروز و در همدان، اگر بخواهیم تحلیلی مقدماتی داشته باشیم تاثیر نمایندگان بیش از گزینههای دیگر است. به این معنا که حدود 15 استان احتمال تغییرات در آنها وجود دارد؛ سال گذشته را هنوز فراموش نکردهایم که برخی از نمایندگان به این دلیل که نظر آنها برای انتخاب استاندار – آنگونه که انتظار داشتند – از سوی وزارت کشور اعمال نشد، شروع کردند به جمعآوری امضاء برای استیضاح وزیر کشور؛ اگرچه آن امضاها توسط هیئت رئیسه مجلس اعلام وصول نشد؛ اما جرقهای بود برای اینکه به رحمانی فضلی بگویند باید نظر نمایندگان در انتخاب استاندار لحاظ شود؛ امروز هم و دقیقاً در زمانی که قانون «منع بهکارگیری بازنشستگان در دستگاههای اداری و اجرایی» کلید خورده در مرداد و شهریور امسال، دوباره موضوع جمعآوری امضاء برای استیضاح وزیر کشور کلید خورده است. جالب است که در میان سوالات 10 محوری که اعلام شده، 3 مورد آن به طور مستقیم به انتخابات و انتصاب استانداران مربوط است؛ به این محورها دقت کنید: «1 – بیتوجهی به توسعه سیاسی و اجتماعی کشور به ویژه احزاب و قانون جامع انتخابات 2 - برخورد سلیقهای، رابطهبازی و اقدام بدون ضابطه و عدم رعایت شایستهسالاری در انتصاب استانداران، فرمانداران و بخشداران؛ 3 – عدم نظارت بر عملکرد استانداریها در زمینه ایجاد اشتغال به ویژه استانهای مرزی». پر واضح است که نمایندگان در این شرایط که موضوع جمعآوری امضاء برای استیضاح وزیر کشور داغ است و سال آینده هم انتخابات مجلس را پیش رو دارند توان چانهزنی بیشتری برای تاثیر در انتخاب استاندار داشته باشند.
قیامت قامتی قامت قیامت!
«تشریف» و خلعت استانداری بر بالا و قامت چه کسی خواهد نشست!؟ آیا قامت او قیامت خواهد بود؟ آیا همدان را تغییر خواهد داد؟ این پرسشهای نمادین چه پاسخهایی خواهند داشت؟
هر که استاندار همدان بشود، فرصت زیادی برای تغییرات نخواهد داشت؛ با همین فرمانداران و بخشداران و معاونان و ... باید کارش را ادامه بدهد؛ اگر بومی باشد فرصت کمتری میگیرد تا شرایط فضا و زمان و مکان و ادارات و جغرافیا و ... را دریافته و برای فعالیتش همسو کند؛ اگر غیر بومی باشد تا سال آینده شهریور ماه طول میکشد تا استان را به طور کامل شناسایی کند، بعدش هم درگیر انتخابات میشود؛ سال 1398 سال آغازین کار او به حساب خواهد آمد و خیلی شانس بیاوریم و او خلاق و با درایت باشد تا نیمۀ سال 1399 خروجی فعالیتهای او دیده خواهد شد و از شهریور 99 هم که کشور در حالت آمادهباش انتخاباتی ریاست جمهوری قرار خواهد گرفت و عملاً بسیاری از کارها در استانها تحت تاثیر این فضا خواهد بود؛ و به همین اعتبار؛ همۀ کارها معانی انتخاباتی پیدا خواهند کرد و همۀ نگاهها به سمت تبلیغات و غیره میرود.
بنابراین امروز بهترین گزینه برای استان همدان؛ گزینهای بومی است؛ گزینهای که زمانی برای شناسایی استان نیاز نداشته باشد. (اگرچه نگارنده در باب استاندار بومی و غیر بومی تفاوتی قائل نیست مگر در شرایطی خاص مثل امروز)؛ گزینهای که ماههای اول به جمعبندی در مورد افراد و ادارات و شرایط استان برسد.
چهرهای اقتصادی نیاز همدان است
استانداری که با سیاسیکاری و سیاسیبازی بیاید باید ادای دین و احترام کند به آنهایی که برای آمدنش تلاش کردهاند. استاندار سیاسی یعنی وابستگی به حزب و گروه. همدان امروز بیش از هر زمان دیگری به چهرهای اقتصادی نیاز دارد. چهرهای که بتواند چهرههای شاخص اقتصادی و تاثیرگذار در بخش خصوصی را وارد همدان کند؛ حضورش برای آنها اعتمادساز باشد؛ وقتی نام او میآید سرمایهگذاران به اعتماد او و کارکردش جلو بیایند؛ و خلاصۀ کلام اینکه بتواند برای همدان سرمایۀ اقتصادی بیاورد؛ همدان را سر زبان سرمایهگذارها بیاندازد. ارتباطات شخصی فراوانی در همۀ طیفهای سیاسی از اصولگرا تا اصلاح طلب داشته باشد و از این ارتباطات به نفع تحولات اقتصادی استان استفاده کند.
در خدمت و خیانت تاثیرگذارها!
آقایان و خانمهای تاثیرگذار بر انتخاب استاندار! بدانید و آگاه باشید که یک سوی تاثیر شما «خدمت» است و سوی دیگر «خیانت»! خیانت به تاریخ؛ خیانت به انسان، خیانت به خاک؛ خیانت به همنوع، همشهری، هم استانی، از بقال و قصاب تا خراط و نجار، مهندس و کارگر امروز نگران آینده است؛ چه آنی که پول دارد و چه آن که ندارد. بنابراین فرصتسوزیها و ارتباطبازیها را بگذاریم تا وقت دگر! امروز تصمیم بگیریم که دنبال فردی نباشیم که از ما حرفشنوی داشته باشد؛ خط ما را برود؛ فرماندار ما را بگذارد؛ بخشدار ما را حکم بزند؛ مدیر فلان اداره را به نفع ما سوق دهد، پولها و خدمات را به سمت محل حوزه انتخابیۀ ما سر ریز کند.
امروز به فکر این باشیم که اول استان بعد کشور نیازمند چهرههای شاخص و جوان بخش خصوصی است. امروز در کشور دو تجربۀ جوانان دهۀ 50 را در استانداران کشور داریم. یکی دارد در گیلان دورۀ دوم استانداریاش را به خوبی سپری میکند و دیگری هم در خوزستان خدمت میکند. از این چهرهها در حوزههای اقتصادی زیاد داریم که اتفاقاً همدانی هم هستند. میشود از برخی چهرههایی که داریم و میشناسیم تعهد بگیریم که به شرطی معرفی میکنیم که بتوانید پول به استان تزریق کنید؛ سرمایهگذار بیاورید؛ بخش خصوصی را فعال کنید. چهرههای سیاسی شاخص در استان در تمام طیفها امروز بدانند و آگاه باشند که روی پل اخلاق در حرکت هستند؛ پلی که افتادن از روی آن، فتادن به گرداب بیاخلاقی و فساد است. سیاسیبازی نکنیم؛ یارکشی نکنیم! مردم از این بازیها به تنگ آمدهاند. ما به عنوان رسانه حامی انتخاب درست شما خواهیم بود؛ ما هم به عنوان بخشی از نمایندگان افکار عمومی و یکی از رکنهای دموکراسی از انتخاب درست شما حمایت خواهیم کرد.