به گزارش آفتاب صبح، پس از آن شاید تحت فشار رسانهای، عسگری چاوردی(باستانشناس و مدیر پایگاه ) یک اشتباه استراتژیک کرد. عرف آن است در پایگاههای ثبت جهانی ابتدا موضوع در شورای راهبردی مطرح و سپس در شورای فنی استان به بحث و مطالعه و نقد گذاشته میشود و نتیجه به شورای فنی وزارتخانه میراث فرهنگی ارجاع میشود تا با یک خرد جمعی کار پیش برود. آنها که حساسترند حتی پای پژوهشگاه و در مواردی ایکوموس یا در موارد موزهای، ایکوم را هم به میان میکشند.
اما گمانهزنی در نقش رستم برای فهم اتفاقات و کانالکشی در محوطه برای خروج آبهای جاری هیچ کدام از این مراحل را نگذراند.
نتیجه برخی از روی دلسوزی و برخی از روی تسویه حساب شخصی این موضوع را تبدیل به یک ماجراجویی رسانهای کردند. آن هم در حالی که هنوز که هنوز است تخت جمشید ( نقش رستم در حریم تخت جمشید و زیر مجموعه آن است) مهمترین پایگاه ثبت جهانی ایران، همچنان فاقد شورای راهبردی است و اداره میراث فرهنگی استان و اداره کل امور پایگاهها و اداره کل امور بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی باید پاسخگو باشند که چرا این پایگاه همچنان شورای راهبردی ندارد؟!
حال احوالات این محوطه باستانی را از دکتر «سجاد علی بیگی» رئیس پژوهشکده باستانشناسی که به تازگی با رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی از نقش رستم بازدید کردند در این خصوص جویا شدیم.
مجوز صادر شده برای گمانهزنی جهت ساماندهی محوطه بوده است.با توجه به جمع شدن آبهای جاری در نقش رستم پیشنهاد شد شیببندی محوطه برای خروج آبها اصلاح شود. دکتر عسگری چاوردی معتقد است در آنجا، محدوده ترانشه «اشمیت» نشست کرده ولی به نظر میرسد ما بامسئله مهمتری روبهرو هستیم که باید خیلی جدیتر برای حل آن هماندیشی کنیم و مواجهه علمی داشته باشیم و آن وضعیت کلی منطقه مرودشت است.
منطقه نقش رستم بخشی از چشمانداز بزرگ دشت مرودشت است. اینجا دچار کمآبی و فرونشست زمین شده است. این فرونشست ممکن است روی اثر صخرهای تأثیری نگذارد اما روی لایه های خاک تأثیر میگذارد.
یک بخشی از فرونشست در نقش رستم فراتر از محدوده ترانشه اشمیت است و به فرونشست دشت مرودشت باز میگردد. باید تیمی از کارشناسان و متخصصان میراث فرهنگی و حوزههایی چون آب، خاک، محیط زیست، زلزلهشناس، مهندسان سازه و... تشکیل و این موضوع بررسی شود و دنبال راهکاری برای به حداقل رساندن آسیبها باشیم چون این یک پدیده بسیار بزرگتر و فراتر از توان باستانشناسان است و عزم ملی میطلبد.
آفتاب صبح: آیا لازم است بین کعبه زرتشت و آرامگاه روبهرویش ( اردشیر و خشایارشا) کاوشی صورت بگیرد؟
در آن مسیر باریک ( شکافهای فرونشست) که تا انتها میبینید کاوش باستانشناسی به معنای کاویدن لایهها صورت نگرفته است. در این بخش، محدوده تَرَک باز شده که بفهمند منشا این موضوع چیست اما جلو آرامگاه خشایارشا و نقش برجسته شاپور اول که باز هم در امتداد تَرَکهاست، دو گمانه کاوش باستان شناسی شده و پس از برخورد با لایههای باستان شناسی در جلوی نقش برجسته شاپور اول، کار متوقف شده است.
کاوش باستانشناسی راه حل این موضوع نیست و احتمالا اطلاعات عمیقی را در اختیار ما قرار نمیدهد. آقای عسگری چاوردی حداقل در ترانشه جلوی نقش برجسته شاپور اول به محض دیدن لایه باستانشناسی کارش را متوقف کرد.
آفتاب صبح: آیا ضرورتی برای کاوش و صدور مجوز وجود دارد؟
به نظرم ضرورتی به کاوش نیست.
آفتاب صبح: آیا از مقبره خشایارشا و نقش برجسته کناری تا کعبه زرتشت آثاری هست؟ آیا تا کنون مطالعات ژئوفیزیکی انجام شده که نشان از وجود آثار بدهد؟ و اگر آثاری باشد خود عاملی برای فرورفت زمین در آن محدوده به مرور زمان نیست؟
اقای دکتر عسگری مطالعات GPR برای بررسی وضعیت زیر سطح خاک امروزی را انجام داده است و بر اساس اظهارات ایشان اطلاعاتی از وضعیت زمین و ساختار توپوگرافی و امتداد صخرهها به دست آورده اما این اطلاعات محدود است و باید منتظر گزارش تکمیلی ایشان بمانیم.
ضمنا از کاوشهای قدیمی و گمانهزنی جدید ایشان سرنخی به دست آمده که نشان از آن است بقایای باستانشناسی در آنجا وجود دارد اما ما از ماهیت و قدمت و سایر ویژگیهای آنها ناآگاهیم اما در حال حاضر ضرورتی به کاوش نیست چون مسئله امروز حفاظت از اثر و رفع خطر از نقش رستم است.
آفتاب صبح:از بلندیهای سمت مقبره داریوش وقتی به کعبه زرتشت نگاه میکنیم، گویی از پشت فشاری به این اثر وارد است. یا اقدامی برای این سازه انجام شده است؟
نکته نخست آن که صخرهای که آرامگاههای شاهان هخامنشی در آن حجاری شده، برونزدی از ساختار زمینی شناسی بزرگی است که در زیر سطح امروز به میزان بسیار قابل توجهی ادامه دارد و به اصطلاح ریشه دارد، از این رو به گفته متخصصین زمین شناس و زمین ریخت شناس آسیبی متوجه آرامگاه و نقش برجسته های حجاری شده بر سینه کوه نخواهد شد، اما فرونشست در خاک رخ میدهد و باید برنامهای برای کنترل این وضعیت داشت. اما در رابطه با کعبه زرتشت چون در بستر خاک قرار گرفته، پایش همیشگی و دقیق آن ضروری است. شاید اکنون فرونشست در آن محدوده در حد حاد و خطرناک نباشد که برای کعبه زرتشت اتفاقی روی دهد اما اگر در بلند مدت این روند در در منطقه مرودشت کنترل نشود و ادامه یابد چه بسا تهدید جدی برای این اثر جهانی باشد. برای موضوع کعبه زرتشت این کار یک متخصص معماری بنا و سازه و مرمتگر بناست که اثر را با شیوه های مختلف از جمله شاهدگذاری پایش کند و به ما بگوید وضعیت بنا در یک بازه زمانی چگونه است و چه اتفاقاتی برایش رخ میدهد.
آفتاب صبح: با این روند آیا ضروری نیست از محافل علمی بینالمللی صاحب تجربه کمک گرفت؟
پس از تشکیل یک کمیته از متخصصان، کارشناسان متخصص ما میتوانند وضعیت اثر را بررسی کنند و به ما بگویند توان تشخیص وضعیت و شرایط اثر را دارند یا این که نیاز به کمکهای متخصصان بینالمللی است. توان بینالمللی در بسیاری از زمینهها قابل استناد است و برای سالیان سال این همکاری های ارزشمند وجود داشته است.
اگر برای آثار و محوطهها مسئلهای پیش بیاید ابتدا کارشناسان استانی به عنوان همکاران ما در خط مقدم و سپس همکاران ستادی موضوع را بررسی میکنند در نهایت اگر لازم بود منطقی است که از توان متخصصان بینالمللی کمک بگیریم.
آفتاب صبح: آیا در نهایت اگر روزی هیچ کاری جز جابهجایی کعبه زرتشت نتوان انجام داد آیا در چشمانداز دیده شده که این بنا با کمکهای بینالمللی جابهجا شود ؟
شرایط و توان مالی و اجرایی قابل توجهی برای اینکه بنا را دستنخورده جابهجا کنیم نیاز است، اما میدانیم که مثلا کلیسای «زور زور» اثر ثبت جهانی ما در شهر ماکو استان آذربایجان غربی به دلیل احداث سد از کف دره عین به عین به بالادست منتقل شد. همچنین تجربه سد داریوش کبیر در محدوده سد درودزن و نمونه های دیگر در این زمینه وجود دارد. بنابراین اگر خدایی ناکرده در آینده به دلایلی خطر انهدام کعبه زرتشت وجود داشته باشد، حفاظتگران، مرمتگران و متخصصان با تجربه و دانشی که هم در ایران و هم خارج وجود دارد میتوانند با ترسیم نقشه، شمارهگذاری و مستندنگاری دقیق قطعات مختلف بنا را جابهجا کرده و در جای مناسب با شرایط قابل قبول دوباره برپا کنند.